آقای خاص

هرکه برده ست این خر جفتک پران را روی بام :: می تواند هم به پایینش بیارد، والسلام *


mashayi

* اخوان ثالث.

دبّه

بی ربط با موضوع: دیدی که یار چون ز دلِ ما خبر نداشت ، ما را شکار کرد و بیفکند و بر نداشت.

دبّه : ظرفی است پلاستیکی در حجم های ۴  و ۲۰ و … لیتری که از آن برای نگهداری آب و روغن و شیر و … استفاده میشود. (گالن)

دامدارها دبّه هاشان را خیلی دوست میدارند. بدون اغراق میتوانم بگویم بیشتر از بچه هایشان.

dabbe

::

اما دبّه معنای دیگری هم دارد که به صورت دبّه در آوردن استفاده میشود.

دبّه در آوردن: (مصدر مرکّب) از قرار داد و گفته ی خود بازگشتن. نکول کردن . (ناظم الاطباء). دبه کردن . جر زدن . وادنگ درآوردن . دبه آوردن .

خارجی ها هم دبّه در می آورند. مثلا اگر یک He دبّه در بیاورد میگویند: He went back on the deal   .اینکه آیا دبّه در آوردن به دبّه ربطی دارد یا نه را نمیدانم. شاید مثلا یک روزی دو نفر یک دبّه روغن با هم معامله میکنند. بعد فروشنده پول را میگیرد و یک دبّه خالی می آورد. شاید هم نه. به قول خارجی ها anyway .

Plastic-Gallon

::

من که داشتم راه خودم را میرفتم. گفت بیا خونه ی من کارِت دارم. رفتم اونجا گفت بیا معامله. بیا بیزنس. قبول کردم چون میدیدم سود داره برام. خلاصه اینکه من انجام دادم کاری رو که باید انجام میدادم ولی اون دبّه در آورد که نه نمیشه. میگه تو ضرر میکنی ولی نمیدونی.

سود یا ضرر برای من مهم نیست . من از دبّه خوشم نمیاد.

::

تنهایی

::

پی نوشت ۱ : دوستانی که من رو میشناسن، این داستان واقعی نیست. دنبال چیزی نگردید لطفا.

یک محمد یک ساله شد

birthday-cake

بعدا یه چیزایی این زیر مینویسم.

استخاره

یه نگاه به کتابخونم میکنم و یه نیم نگاهی به خودم. اون پرِ و من … در خوش بینانه ترین حالت نیمه خالی. یه سریشونو جویدم. چنتایی رو یه بار خوندم فقط. بعضی هاشونم تقریبا سیاهی لشکرن! محضِ رویِ گلِ پرستیژِ کتابخونم.

بگذریم… من خالیم. با اینکه کتاب زیاد دارم. کتاب زیاد میخونم. کرمِ کتاب اصلا. ولی … ولی تا سرِ یه دو راهی میمونم که عقل و دلم جواب نمیده استخاره میکنم؛ با کتابی که دکور کتابخونمه.

من خالیم. خالیِ خالی. چون راه رو اشتباه رفتم. چون فکر کردم هر کتابی یارِ مهربانمه… شاید، نه حتما، اگر کتابخونم خالی بود ، خالیِ خالی، و فقط یه قرآن داشتم و یه نهج البلاغه که با دل و جون خونده بودمشون، سرِ هیچ دو راهی نیازی به استخاره نبود. چون من پر بودم … پرِ پر.

در دام ِ رزنیک

آمریکا: پسته کاران برداشت پسته را شروع کرده اند. تولیدکنندگان ِ سی درصد محصول ِ پسته ی آمریکا که به دلیل نیاز به آب در تابستان از رزنیک که صاحب شرکت پارامونت است آب دریافت کرده اند باید طبق قرار داد محصول خود را به شرکت پارامونت بفروشند. پارامونت خودش به تنهایی تولید کننده ی ۳۰ درصد دیگر پسته ی آمریکاست.

::

ایران: برداشت محصول شروع شده و علیرغم نرخ پایین تولید پسته ، خریدار جدی در بازار وجود ندارد. شرکت تعاونی پسته رفسنجان به علت بدهی معوقه به بانکها قادر به تامین بودجه لازم برای خرید پسته نیست. با این حال نمیتواند فکر پیشی گرفتن از رقیب جدیدش – شرکت ایرانیان- را از سر بیرون کند. ایرانیان هم وضع بهتری ندارد. از وامی که رفته بود مقداری را ساختمان و انبار ساخته و مقداری را ضرر کرده است. اگر هم حرفی میزند بیشتر به رجزی میماند برای عرض اندام مقابل رقیب پیرش.  تجار تهرانی نشسته اند تا قیمت به پایین ترین حد ممکن برسد و از این آب گل آلود ماهی بگیرند.

::

آمریکا: رزنیک قسمت عمده ی محصول را جمع آوری کرده است و پشتش برای سکانداری بازار پسته گرم است. قیمت پسته را اندکی بالا میبرد و به قیمت واقعی میرساند. سپس پسته آمریکا را با قیمت واقعی وارد بازار میکند. بدلیل خلاء موجود در بازار و حجم پایین پسته ی آمریکا محصولِ قابل عرضه تمام میشود.

::

ایران: عده ای از کشاورزان که احتیاج به پول داشته اند محصول خود را با قیمت پایین فروخته اند ولی هنوز مقدار زیادی از پسته ی ایران فروش نرفته است. قیمت بین المللی مناسب است و بالطبع ، قیمت در بازار ایران کمی بالاتر میرود. بدلیل واقعی بودن قیمت پسته، تبلیغات منفی آمریکا علیه پسته ی ایران چیزی از عطش بازار کم نمیکند. موقعیت مناسبی پیش آمده تا پسته ایران با قیمت واقعی وارد بازارهای بین المللی شود و دوباره جایگاه سابق خود را که مدتی است آمریکا خیال نشستن بر آن را دارد پیدا کند.

::

آمریکا: رزنیک برای اندک پسته ی باقیمانده بهای غیر واقعی ۱۱ دلار را اعلام میکند و پسته را در مقادیر بسیار کم وارد بازار میکند. قیمت پسته در بازار آمریکا و کانادا تغییر زیادی نکرده ( پسته ای در بازار نیست که قیمتش تغییر کند) اما قیمت پسته در ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس به شدت بالا میرود.

::

ایران:  ایرانیها که هر روز شاهد افزایش قیمت هستند حاضر به فروش پسته نمیشوند. مصرف کنندگان خارجی هم که خرید پسته ی ایران را با نرخ غیر واقعی دارای توجیه اقتصادی نمیبینند به دنبال جایگزینی برای این محصولِ نه چندان ضروری میگردند. قیمت پسته بالاست در حالیکه محصول از مرزهای ایران خارج نمیشود. پسته ایران موقعیت خود را برای حضور در بازار بین المللی دوباره از دست میدهد. دیگر کسی تمایل به خرید پسته ایران ندارد.

::

آمریکا: رزنیک دیگر پسته را با قیمت بالا نمیخرد.

::

ایران : قیمت به شدت افت میکند. عده زیادی از تاجران ایرانی متحمل ضرر هنگفتی میشوند و بعضا توان حضور در بازار را برای سال آینده در خود نمیبینند. بازار پر از محصول است و پسته نو روی درختان برای ورود به بازار بی تابی میکند.

::

این سناریویی بود که توسط رزنیک طراحی شده بود و تقریبا همه ی دست اندر کاران پسته را در ایران فریب داد. در ادامه میخوانید که رزنیک کیست که این همه را در دام خود انداخت.

stewartresnick-ca-billie-farms

استیوارت رزنیک اصالتا از مدیران و مالکان صنعت فولاد آمریکاست. این سرمایه دار یهودی شیکاگویی که در دهه هفتم عمر خود هنوز به سفر با دوچرخه در کوهستان علاقه مند است این روزها بلای جان شرکتهای پسته ی آمریکایی و البته ایرانی شده است. پزشکش میگوید او به ۱۲ رییس جمهور بعدی رای خواهد داد.

ورود رزنیک به صنعت پسته به سه دهه قبل باز میگردد. او با تاسیس شرکت پارامونت و تبدیل آن به بزرگترین تولید کننده پسته و بادام ِ جهان جای پای خود را در تولید این دو محصول محکم کرد.

او اکنون ۳۰ درصد ِ پسته آمریکا را تولید میکند و و سی درصد ِ دیگر از تولید را جمع آوری میکند. یعنی حدود ۶۰ درصد (حدود ۱۰۰ هزار تن) از تجارت پسته آمریکا را در اختیار دارد. بدین ترتیب او پادشاه ِ بلا منازع ِ پسته ی آمریکاست. رزنیک یک ماکیاولیست مثال زدنی است و وقت خود را برای آرایش چهره ی خشن اش تلف نمیکند.

وقتی او با استفاده از آراء کشاورزان ِ کوچک ِ تحت تسلط خودش کمیسیون پسته ی آمریکا را منحل کرد در مقابل آنهایی که او را به زیاده خواهی و تکبر متهم میکردند با همان چهره ی بی تفاوت ِ سنگی ایستاد و گفت ” این کار لازم بود”.

بعدها وقتی او با ابزارهای مختلف از جله وعده آب اضافی در تابستان ِ خشک کالیفرنیا ، کشاورزان را برای عقد قرارداد سه ساله ی تحویل محصول جذب میکرد در مقابل ِ اعتراض دیگران به خودش زحمت پاسخ نداد.

پارامونت در دو سال اخیر به سیاست عجیب رقابت با مشتریان قدیمی خود پرداخته است. این شرکت با ایجاد برند اختصاصی و تبلیغ پسته ی بسته بندی خودش با عنوان پسته بی نظیر این برند را به سوپر مارکت ها و شبکه های توزیع آمریکا و اروپا وارد کرده و رقیب برندهایی شده است که ۳۰ سال از خود ِ او پسته میخریدند.

رزنیک سعی میکند با اتخاذ روشهای تهاجمی برندهای قدیمی را از این سوپر مارکت ها بیرون کند. اعلام ِ چند بارحراج در طول سال و فروختن ِ پسته به قیمت نازل در کنار پخش ِ بزرگترین پکیج تبلیغات تلویزیونی تاریخ پسته از جمله این ترفندهاست.

او در اسفند ماه سال گذشته در کنفرانس سالیانه پسته آمریکا سخنرانی کرد. به گوشه ای از سخنان این آدم عجیب در مقابل فعالان پسته ی آمریکا توجه کنید:

- ما در حال ایجاد یک برند پسته واقعی هستیم که تمام دنیا آن را بشناسد. صنعت پسته هیچ گاه چنین چیزی به خود ندیده بود.

- مهم ترین هدف من آن است که مردم را عادت دهم که به طور مداوم پسته بخرند. هیچ چیز دیگری مثل این سبب حرکت بازار پسته نخواهد شد. قدم بعدی من ایجاد ثبات در کیفیت و بسته بندی پسته است. من به کمک شما باغداران نیاز دارم و نمیتوانم بدون کمک شما جلو بروم. ما باید کاری کنیم تا درآمد باغدار آمریکایی بالا برود.

- در دره سن جواکین کالیفرنیا هیچ کاری منفعت ِ پسته کاری را ندارد.

- صنعت پسته نیازمند یک رهبر قوی است که اینجا جلوی شما ایستاده است. اما مهم ترین چیزی که یک رهبر قوی نیاز دارد پیروان معتقد است که من فکر میکنم شما برای من چنین پیروانی باشید.

- من نگران سال ۲۰۱۵ هستم. سالی که امریکا با نود هزار تن پسته ی بیشتر روبرو میشود. من قول میدهم برای این محصول بزرگ آمریکایی بازار بسازم. البته تنها راه ِ بازار ساختن پایین آوردن قیمت نیست.

بعضی میگویند این مرد ِ ریزنقش ِ  جدی خیلی شبیه هیتلر است. همانقدر مصمم ، بلند پرواز ، خشن و همانقدر بی اعتنا به ناله ی دیگران.

یادمان نرود این آدم بعد از پاکسازی باقیمانده ی شرکتهای پسته ی آمریکایی و قلع و قمع برندهای اروپایی و امریکایی قرار است سراغ چه کسی برود. آماده هستید؟

 

منابع قسمت دوم: THE CLIPPER , page 22-24

خبرنامه پسته :انجمن پسته ایران

اینجا و اینجا.