کوچه “شیر” و “خورشید”

shir o khorshid

شاید این عکس را قبلاً ندیده باشی. زیاد مهم هم نیست. اینجا کوچه “شیرخورشید” است. یک طرف “شیر خورشید” است و طرف دیگرش “شیر” و “خورشید”. یحتمل الان دیگر اسمش عوض شده است. من که نمیدانم. دیگران هم شاید ندانند. با تاکسی اگر بخواهی بروی زیاد نباید به خودت زحمت بدهی. راننده تاکسی ها همه شان اینجا را بلدند.

سابقاً کوچه ی پر رفت و آمدی بود. خیلی ها از اینجا رد می شدند تا به جائی برسند. مسیر استراتژیکی بود. هر کس میخواست به جائی برسد باید از اینجا رد میشد. بعضی هاشان که رد میشدند مدتی می ماندند و هنوز چای بیدمشک بی بی رباب را یادشان هست.

بعضی ها هم میخواستند که قبول شوند از اینجا رد میشدند. هر کس میخواست قبولش کنند باید از اینجا رد میشد. آنها که از اینجا رد شدند همه شان قبول شدند. قبول که میشدند بعد رد می شدند.

قبل ترها اینجا کوچه بود. این را قبلاً هم گفته بودم. الان ولی مدتی است که هر شهرداری که می آید اینجا را بن بست میکند. یکی از این طرف و دیگری از طرف دیگر. حالا دیگر نمی شود از اینجا رد شد و به جائی رسید. اگر وارد شوی باید برگردی. الان اگر بخواهی برگردی باید پشت سرت را نگاه کنی چون کوچه بن بست است و باید دنده عقب بروی. قبلی ها که رد می شدند ولی پشت سرشان را نگاه نمی کردند.

الان اگر بخواهی  به جائی برسی و کوچه را هم رد کرده باشی باید وارد کوچه که میشوی جواب سلام صاحب خانه ی اولی را بدهی. چون دم در ایستاده و سلامت میکند. شهردار قبلی که بود این خانه ی آخر بود. مهم نیست کجا میخواهی برسی. میتوانی چای بی بی رباب را که هنوز هم تازه دم است نوش جان کنی. اگر بخواهی به جائی برسی باید بروی جلو. آن جلو جائی هست برای دور زدن. اگر بخواهی از کوچه که رد می شوی پشت سرت را نگاه نکنی باید آن جلو که رسیدی دور بزنی. خیلی ها آن جلو دور زدند و به جائی که میخواستند رسیدند. اصولا از این کوچه که رد کنی دور زدنت خوب می شود. حواست باشد خودت را دور نزنند.

سماور خانه ی شیر و خورشید هنوز می جوشد.

::

پی نوشت: دوستی سه نظر نوشته  که خواندنش را از خود متن بیشتر توصیه میکنم

۱۲ نظر

  1. مجتبی ۱۳۸۸-۱۲-۲، ۱۱:۲۶ ب.ظ

    می دانی، هر انقلابی یک سنگ آسیاب دارد، همان سنگی که زیر است و رویش سنگ کوچک تر می چرخد، سنگ آسیاب، همان سنگ زیرین، صدا ندارد، دیده هم نمی شود، اما این همان سنگی است که همه چیز به وجود آن بسته است، یعنی همان سنگی است که اساس کار آسیاب است… سنگی که سختی و سنگینی و فرسودگی را تحمل می کند… سنگ زیرین آسیاب… هر انقلابی سنگ آسیابی دارد…

  2. مجتبی ۱۳۸۸-۱۲-۲، ۱۱:۳۲ ب.ظ

    می بینی، بازی روزگار است دیگر… بعضی ها که بودنشان، سبب بودن بسیاری چیزها بوده، همین قدر راحت فراموش می شوند، و هیچ کس نیست، که بگوید، چه شده، و کسی نیست بداند، که چه شده… فراموش شده اند… مثل مشتی خاک در باد، ولی نمی دانند، این خاک، روزگاری خشت های بنایی بوده بی بدیل، در اعماق تاریخ… فراموش شده اند…

  3. مجتبی ۱۳۸۸-۱۲-۲، ۱۱:۳۶ ب.ظ

    می دانی، این کوچه آن جای ست که امثال جناب جنتی، که برای خودشان کلی دم و دستگاه دارند، می آمدند و از این جا، با موتور، به عنوان یک نیروی دست چندم، اعزام می شدند به روستاهای اطراف.. می دانی، این جا همچین جای ست

  4. SHADI ۱۳۸۸-۱۲-۴، ۱:۵۲ ق.ظ

    سلام جوون من هیچی از مطلبت سردر نمی آورم این آقایی هم که نظر داده خیلی خفن بود کلا وبلاگ عجیب غریبی داری راستی چه کار ایمیل داری که لازمش کرده ای من ایمیل الکی گذاشتم

  5. ali agha ۱۳۸۸-۱۲-۵، ۱۲:۵۰ ب.ظ

    saamelek
    mikhastam koli barat benevisam vali haal nadaram……………. faghat damet garm

  6. بچه اخوند ۱۳۸۸-۱۲-۵، ۴:۲۵ ب.ظ

    عکسی که دزدی باشد خیر نمیکند

  7. مهدی ۱۳۸۸-۱۲-۶، ۱۰:۴۴ ب.ظ

    مرسی که به من سر زدی من هم شما رو لینک کردم

  8. farsiyad ۱۳۸۸-۱۲-۷، ۲:۴۰ ب.ظ

    به رسم ادب سلام !
    و سلام بر همه الا سلام فروش!.مطلب را چند روز پیش خواندم.عکس هم نباید دزدی باشد. حدس می زنم خودت باید با یکی از اونا که تو عکس هستند حداقل یه آشنایی داشته باشی.مهم نیس عکس و نام کوچه برام خاطره ها زنده کرد.خودم یه مطلب تو این مایه ها داشتم اگه … و خدا عمری داد می زارم تو وبلاگم عنوانش هم کوچه ی شیرو خورشید یا تنگنا کوچه ی نام ننگ.راستی این کوچه برا ما پیاده ها هیچوقت بن بست نبوده. برا سواره ها بن بسته برا سواران هم بن بست نیستباق مطلب رو اگه عمری بود می زارم تو وبلاگم.راستی این آر اس آس وبلاگت هم باب ما آر اس اس خونا نیس یعنی همه ی مطلب رو نمیاره.

  9. milad ۱۳۸۸-۱۲-۸، ۱۱:۴۱ ب.ظ

    weblogeto khundam, matalebe ghashangi neveshti

  10. میرزا ۱۳۸۸-۱۲-۱۰، ۱:۲۸ ق.ظ

    باشه مشتی حالا دیگه ما غیر اخلاقی شدیم . وقتی برگشتی یه حالی ازت بگیرم

  11. رها ۱۳۸۹-۰۴-۱۳، ۶:۰۱ ب.ظ

    یه سوال

    این عکس از کجا آوردی؟

  12. رها ۱۳۸۹-۰۴-۱۳، ۶:۰۸ ب.ظ

    این نمینویسم که منتظر تاییدش باشم
    چون می دونم که تایید نمیشه مهمم نیست

    هر وقت این مطلب می خونم موهام سیخ میشه

نظر شما