گفت و گو آیین درویشی نبود ، ورنه با تو ماجراها داشتیم

IMG2

گویند سبب توبه شیخ فریدالدین عطار نیشابوری آن بود که روزی در دکان مشغول و مشعوف معامله بود، درویشی به آنجا رسید و چند بار شیٌ لله گفت، وی به درویش نپرداخت، درویش گفت:ای خواجه، تو چگونه خواهی مرد؟ عطار گفت: چنانکه تو خواهی مرد، درویش گفت: تو همچون من توانی مرد؟ عطار گفت: بلی. درویش کاسه ای چوبین داشت، زیر سر نهاد و گفت الله و جان بداد. عطار را حال متغیر شد و دکان بر هم زد و به این طریق درآمد.

۶ نظر

  1. مجتبی ۱۳۸۸-۰۵-۲۵، ۱۱:۱۹ ب.ظ

    احسنت به خطت شما، واقعا احسنت!
    .
    .
    .
    متنی که نوشتی رو تایپ هم بکن، تا ببینیم درست خوندیمش یا نه…

  2. مجتبی ۱۳۸۸-۰۸-۱۷، ۱:۴۰ ب.ظ

    چرا اینجا را آپ دیت نمی کنی؟ یه پست جدید بنویس دیگه… قالب اینجا رو هم عوض کن

  3. راوی ۱۳۸۸-۱۰-۲۹، ۹:۳۰ ب.ظ

    کنایه هم اون قدیما الان اگه صد بار هم به بازاریها بگی ککشون هم نمیگزه !!

  4. آرش ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۴:۱۷ ب.ظ

    بیشتر بشتر بود بهتر بود.

  5. نازنین ۱۳۸۹-۰۶-۸، ۴:۱۸ ب.ظ

    اصلا جالب نیست.

  6. 1mohammad ۱۳۸۹-۰۶-۹، ۱۲:۲۳ ق.ظ

    خب اسم شما آرش هست یا نازنین یا چی؟ از لحاظ شباهت آی پی !!!

نظر شما