در دام ِ رزنیک

آمریکا: پسته کاران برداشت پسته را شروع کرده اند. تولیدکنندگان ِ سی درصد محصول ِ پسته ی آمریکا که به دلیل نیاز به آب در تابستان از رزنیک که صاحب شرکت پارامونت است آب دریافت کرده اند باید طبق قرار داد محصول خود را به شرکت پارامونت بفروشند. پارامونت خودش به تنهایی تولید کننده ی ۳۰ درصد دیگر پسته ی آمریکاست.

::

ایران: برداشت محصول شروع شده و علیرغم نرخ پایین تولید پسته ، خریدار جدی در بازار وجود ندارد. شرکت تعاونی پسته رفسنجان به علت بدهی معوقه به بانکها قادر به تامین بودجه لازم برای خرید پسته نیست. با این حال نمیتواند فکر پیشی گرفتن از رقیب جدیدش – شرکت ایرانیان- را از سر بیرون کند. ایرانیان هم وضع بهتری ندارد. از وامی که رفته بود مقداری را ساختمان و انبار ساخته و مقداری را ضرر کرده است. اگر هم حرفی میزند بیشتر به رجزی میماند برای عرض اندام مقابل رقیب پیرش.  تجار تهرانی نشسته اند تا قیمت به پایین ترین حد ممکن برسد و از این آب گل آلود ماهی بگیرند.

::

آمریکا: رزنیک قسمت عمده ی محصول را جمع آوری کرده است و پشتش برای سکانداری بازار پسته گرم است. قیمت پسته را اندکی بالا میبرد و به قیمت واقعی میرساند. سپس پسته آمریکا را با قیمت واقعی وارد بازار میکند. بدلیل خلاء موجود در بازار و حجم پایین پسته ی آمریکا محصولِ قابل عرضه تمام میشود.

::

ایران: عده ای از کشاورزان که احتیاج به پول داشته اند محصول خود را با قیمت پایین فروخته اند ولی هنوز مقدار زیادی از پسته ی ایران فروش نرفته است. قیمت بین المللی مناسب است و بالطبع ، قیمت در بازار ایران کمی بالاتر میرود. بدلیل واقعی بودن قیمت پسته، تبلیغات منفی آمریکا علیه پسته ی ایران چیزی از عطش بازار کم نمیکند. موقعیت مناسبی پیش آمده تا پسته ایران با قیمت واقعی وارد بازارهای بین المللی شود و دوباره جایگاه سابق خود را که مدتی است آمریکا خیال نشستن بر آن را دارد پیدا کند.

::

آمریکا: رزنیک برای اندک پسته ی باقیمانده بهای غیر واقعی ۱۱ دلار را اعلام میکند و پسته را در مقادیر بسیار کم وارد بازار میکند. قیمت پسته در بازار آمریکا و کانادا تغییر زیادی نکرده ( پسته ای در بازار نیست که قیمتش تغییر کند) اما قیمت پسته در ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس به شدت بالا میرود.

::

ایران:  ایرانیها که هر روز شاهد افزایش قیمت هستند حاضر به فروش پسته نمیشوند. مصرف کنندگان خارجی هم که خرید پسته ی ایران را با نرخ غیر واقعی دارای توجیه اقتصادی نمیبینند به دنبال جایگزینی برای این محصولِ نه چندان ضروری میگردند. قیمت پسته بالاست در حالیکه محصول از مرزهای ایران خارج نمیشود. پسته ایران موقعیت خود را برای حضور در بازار بین المللی دوباره از دست میدهد. دیگر کسی تمایل به خرید پسته ایران ندارد.

::

آمریکا: رزنیک دیگر پسته را با قیمت بالا نمیخرد.

::

ایران : قیمت به شدت افت میکند. عده زیادی از تاجران ایرانی متحمل ضرر هنگفتی میشوند و بعضا توان حضور در بازار را برای سال آینده در خود نمیبینند. بازار پر از محصول است و پسته نو روی درختان برای ورود به بازار بی تابی میکند.

::

این سناریویی بود که توسط رزنیک طراحی شده بود و تقریبا همه ی دست اندر کاران پسته را در ایران فریب داد. در ادامه میخوانید که رزنیک کیست که این همه را در دام خود انداخت.

stewartresnick-ca-billie-farms

استیوارت رزنیک اصالتا از مدیران و مالکان صنعت فولاد آمریکاست. این سرمایه دار یهودی شیکاگویی که در دهه هفتم عمر خود هنوز به سفر با دوچرخه در کوهستان علاقه مند است این روزها بلای جان شرکتهای پسته ی آمریکایی و البته ایرانی شده است. پزشکش میگوید او به ۱۲ رییس جمهور بعدی رای خواهد داد.

ورود رزنیک به صنعت پسته به سه دهه قبل باز میگردد. او با تاسیس شرکت پارامونت و تبدیل آن به بزرگترین تولید کننده پسته و بادام ِ جهان جای پای خود را در تولید این دو محصول محکم کرد.

او اکنون ۳۰ درصد ِ پسته آمریکا را تولید میکند و و سی درصد ِ دیگر از تولید را جمع آوری میکند. یعنی حدود ۶۰ درصد (حدود ۱۰۰ هزار تن) از تجارت پسته آمریکا را در اختیار دارد. بدین ترتیب او پادشاه ِ بلا منازع ِ پسته ی آمریکاست. رزنیک یک ماکیاولیست مثال زدنی است و وقت خود را برای آرایش چهره ی خشن اش تلف نمیکند.

وقتی او با استفاده از آراء کشاورزان ِ کوچک ِ تحت تسلط خودش کمیسیون پسته ی آمریکا را منحل کرد در مقابل آنهایی که او را به زیاده خواهی و تکبر متهم میکردند با همان چهره ی بی تفاوت ِ سنگی ایستاد و گفت ” این کار لازم بود”.

بعدها وقتی او با ابزارهای مختلف از جله وعده آب اضافی در تابستان ِ خشک کالیفرنیا ، کشاورزان را برای عقد قرارداد سه ساله ی تحویل محصول جذب میکرد در مقابل ِ اعتراض دیگران به خودش زحمت پاسخ نداد.

پارامونت در دو سال اخیر به سیاست عجیب رقابت با مشتریان قدیمی خود پرداخته است. این شرکت با ایجاد برند اختصاصی و تبلیغ پسته ی بسته بندی خودش با عنوان پسته بی نظیر این برند را به سوپر مارکت ها و شبکه های توزیع آمریکا و اروپا وارد کرده و رقیب برندهایی شده است که ۳۰ سال از خود ِ او پسته میخریدند.

رزنیک سعی میکند با اتخاذ روشهای تهاجمی برندهای قدیمی را از این سوپر مارکت ها بیرون کند. اعلام ِ چند بارحراج در طول سال و فروختن ِ پسته به قیمت نازل در کنار پخش ِ بزرگترین پکیج تبلیغات تلویزیونی تاریخ پسته از جمله این ترفندهاست.

او در اسفند ماه سال گذشته در کنفرانس سالیانه پسته آمریکا سخنرانی کرد. به گوشه ای از سخنان این آدم عجیب در مقابل فعالان پسته ی آمریکا توجه کنید:

- ما در حال ایجاد یک برند پسته واقعی هستیم که تمام دنیا آن را بشناسد. صنعت پسته هیچ گاه چنین چیزی به خود ندیده بود.

- مهم ترین هدف من آن است که مردم را عادت دهم که به طور مداوم پسته بخرند. هیچ چیز دیگری مثل این سبب حرکت بازار پسته نخواهد شد. قدم بعدی من ایجاد ثبات در کیفیت و بسته بندی پسته است. من به کمک شما باغداران نیاز دارم و نمیتوانم بدون کمک شما جلو بروم. ما باید کاری کنیم تا درآمد باغدار آمریکایی بالا برود.

- در دره سن جواکین کالیفرنیا هیچ کاری منفعت ِ پسته کاری را ندارد.

- صنعت پسته نیازمند یک رهبر قوی است که اینجا جلوی شما ایستاده است. اما مهم ترین چیزی که یک رهبر قوی نیاز دارد پیروان معتقد است که من فکر میکنم شما برای من چنین پیروانی باشید.

- من نگران سال ۲۰۱۵ هستم. سالی که امریکا با نود هزار تن پسته ی بیشتر روبرو میشود. من قول میدهم برای این محصول بزرگ آمریکایی بازار بسازم. البته تنها راه ِ بازار ساختن پایین آوردن قیمت نیست.

بعضی میگویند این مرد ِ ریزنقش ِ  جدی خیلی شبیه هیتلر است. همانقدر مصمم ، بلند پرواز ، خشن و همانقدر بی اعتنا به ناله ی دیگران.

یادمان نرود این آدم بعد از پاکسازی باقیمانده ی شرکتهای پسته ی آمریکایی و قلع و قمع برندهای اروپایی و امریکایی قرار است سراغ چه کسی برود. آماده هستید؟

 

منابع قسمت دوم: THE CLIPPER , page 22-24

خبرنامه پسته :انجمن پسته ایران

اینجا و اینجا.

یَحْمِلُ أَسْفاراً

کتابهایی که این چند روز خواندم:

::

ارمیا:رضا امیرخانی: انتشارات سوره مهر

ermia

ماهی دست و پا ندارد(!) وگر نه می شد نوشت که به نحو ناجوری دست و پا می زند. تنش را به زمین می کوبد. ماهی به اندازه طول بدنش از زمین بالاتر می رود و دوباره به زمین می خورد. ستون مهره هایش را خم و راست می کند. مثل فنر از جا می پرد. با سر و دمش به زمین ضربه می زند. به هوا بلند می شود. با شکم روی زمین می افتد و دوباره همین کار را دنبال می کند. اگر حلال گوشت باشد و فلس داشته باشد در طی این بالا و پایین پریدن ها مقداری از فلس هایش از پوست جدا می شود و روی زمین می ماند البته بعضی ماهی‌گیرها اشتباه می کنند و روی شکم ماهی سنگ می گذارند تا بالا و پایین نپرد(!)

علم می گوید ماهی به خاطر دور شدن از آب به دلایل طبیعی می میرد. اما هرکس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد تصدیق می کند که ماهی از بی آبی به دلیل طبیعی نمی میرد. ماهی به خاطر آب خودش را می کشد. خشم، عجز، تنهایی، خفقان… اینها لغاتی علمی نیستند. ارمیا ماهی بی دست و پای حلال گوشتی شده بود روی زمین!”

::

داستان سیستان:رضا امیرخانی: نشر قدیانی

dastan sistan

اگر شروع کنید کل ۳۰۴ صفحه را یک روزه میخوانید.

::

ناصر ارمنی: رضا امیرخانی: نشر نیستان

naser armani

مجموعه داستان، قابل عرضی نیست.

::

نشت نشا: رضا امیرخانی: نشر قدیانی

nashte nasha

واقعیت هایی در مورد پدیده ی فرار مغزها.

::

سرلوحه ها: رضا امیرخانی: انتشارات سپیده باوران

sar loheha

مطالب منتشر شده در سایت لوح درباره ی موضوعات مختلف.

::

یک سال در میان ایرانیان: ادوارت براون: ترجمه ذبیح الله منصوری: انتشارات صفار

1 year among iranians

یک سال در میان ایرانیان

نوشته ی پزشک شرق شناس انگلیسی ادوارد براون. از اتفاقاتی نوشته که در طول مدت یک ساله ی سفرش به ایران برایش اتفاق افتاده. از اینکه ایرانیان فکر میکردند چون او یک خارجی است میتوانند سرش را کلاه بگذارند و از اینکه بعد از معتاد شدنش به تریاک توسط کرمانیهای مهمان نواز ، میل ترک کرمان را در خود نمیبیند و اقامتش در آنجا بیش از حد به طول می انجامد تا اینکه سرانجام در حالیکه خیال ازدواج در کرمان را دارد توسط سفارت انگلیس مجبور به ترک دیار کریمان میشود. سفرنامه ی جالبی است.

::

سیستم تولید تویوتا: اوهنو: ترجمه کاظم موتابیان: نشر آموزه

tps

سیستم تولید تویوتا از زبان مبدع آن اوهنو. سیستمی مبتنی بر حذف اتلاف و سیستم تولید بهنگام (JIT) که تفاوت های عمیق سیستم تولید ژاپنی را با سیستم تولید آمریکایی نمایان میسازد.

::

بیوتن: رضا امیرخانی: نشر علم

bivatan

البلاء للولاء ، بهترین کتاب امیرخانی از نظر من. ۴۸۰ صفحه ی کم نظیر.

::

از به: رضا امیرخانی: نشر نیستان

 azbe

از جنگ.

::

لذت ِ خواندن.

پیامبر اعظم(ص): مومن اگر حرفه نداشته باشد دین می فروشد.

***

4618292898_7aa89a9ee9

 ***

خانواده ای هست مفلوک. کار  ِ پدر بدان جا کشیده است که مجبور است طلای مادر بفروشد تا نان  ِ سفره ی فرزندان فراهم آورد و البته بیش از آن را نیز خرج ِ خود کند…

به پدر چه خواهید گفت؟ بی کاره؟ مفلس؟ معتاد؟ هرچه خواستید بگویید اما بدانید که از چنین مردی بایستی نا امید بود. اگر کسی به فکر ِ نجات ِ چنین خانواده ای باشد، تنها به فرزندان ِ جوان امید خواهد بست…

مادر یعنی وطن. طلا یعنی نفت. پدر یعنی دولت… این مُلک پدرانی داشته است که برای حکومت، نه طلای مادر که خود ِ مادر را نیز فروخته اند! در چنین خانواده ای تنها مایه ی نجات، همت ِ فرزندان است… از پدر کاری بر نمی آید…

 

 

اداره ارشاد رفسنجان: ساختمان سه لتی*

ساختمان جدید اداره ارشاد رفسنجان پس از سه سال با هزینه ۴۰۰ میلیون تومان به بهره برداری رسید. اینکه ساخت این پروژه سه سال به طول انجامیده زیاد دور از انتظار نیست. اما مساله ای که اینجا عجیب مینماید هزینه ی مبلغ ۴۰۰ میلیون تومان برای احداث زیربنای ۵۰۰ متری این ساختمان است، این یعنی ۸۰۰ هزارتومان به ازای هر متر مربع!

1t8ioQ1272948469 

پایتخت را نمیدانم – فقط میدانم که آنجا با این پول میشود میدان آزادی را بشویی- ولی در رفسنجان اگر بخواهی همچین ساختمانی بسازی، بر فرض اینکه  مثلا بخواهی زمینت در نقطه ای تجاری در یکی از خیابانهای اصلی شهر باشد، مثلا اوایل خیابان امام، بر فرض اینکه از لحاظ استحکام ۳۰-۴۰% بیشتر از حد معمول محکم کاری کنی و بر فرض اینکه خودت فرصت انجام پروژه را نداشته باشی و با پرداخت مثلا ۱۵% هزینه بیشتر با یک پیمانکار قرارداد ببندی، اگر همه ی این شرایط را داشته باشی و بخواهی ساختمانی مناسب- نه به صورت بساز بفروشی- بسازی، مجموع هزینه ات به ازای یک متر مربع به زحمت از ۳۵۰ هزار تومان تجاوز میکند.

حال اینکه چگونه این ساختمان توانسته این قیمت تمام شده را داشته باشد شاید از هنروری های مسئول سه لتی* باشد همانگونه که که در یک سرپناه آمده است که هنر، انجام کارهای شدنی نیست، هنر، انجام کارهای نشدنی و رسیدن به اهداف دور از دسترس است.

*.اصطلاح سه لتی برگرفته شده است از کتاب نفحات نفت رضا امیرخانی. مطالعه این کتاب را توصیه میکنم.

حق وتو

نفیوها که بازی میکنند بعضی وقتها کارشان به فحش و فحش کاری میکشد. زمان ما که بود بعد از فحش کاری به کتک کاری میرسید، الان ولی توله ها مذاکره را ترجیح میدهند. یکی که فحش میدهد آن یکی دستش را جلو میگیرد و میگوید آینه، یعنی هرچی میگی خودتی، بعد این یکی هم همین کار را میکند و الخ.

خسته که میشوند یکی شان پیدا میشود که بگوید آینه ی خدایی. مذاکرات بدون خشونت به نتیجه میرسد.

 

veto